آدمک تنهاست بخند

...و قسم به جفت آیه ی آیینه وار ِ چشمانت..

 
فرجام
نویسنده : زینب کریمیان - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٥
 

صفحه لغزنده می باشد

 

 

 

 

به همین سادگی


 
 
بی صدا
نویسنده : زینب کریمیان - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آذر ۱۳٩٤
 

لحظه هایی هستند که هستیم چه تنها، چه در جمع.. اما خودمان نیستیم انگار روحمان می رود همانجا که می خواهد بی صدا ...

بی هیاهو ...

همان لحظه هایی که راننده آژانس میگوید رسیدیم فروشنده میگوید باقی پول را نمیخواهی؟ راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی؟ و مادر صدا می کند حواست کجاست؟ ساعتهایی که شنیدیم و نفهمیدیم خواندیم و نفهمیدیم دیدیم و نفهمیدیم و تلویزیون خودش خاموش شد آهنگ بارها تکرار شد هوا روشن شد تاریک شد چای سرد شد غذا یخ کرد در یخچال باز ماند و در خانه را قفل نکردیم و نفهمیدیم کی رسیدیم ... و کی گریه هایمان بند آمد و ... کی عوض شدیم؟

 

کی دیگر نترسیدیم؟ از ته دل نخندیدیم و دل نبستیم و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم و موهای سرمان سفید ... و از آرزوهایمان کی گذشتیم و کی دیگر او را برای همیشه فراموش کردیم... یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم


 
 
کاکتوس
نویسنده : زینب کریمیان - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳٩٤
 

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم،اوایل بهش میرسیدم،قشنگ بود و جون دار،کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره،خیلی قوی بود،صبور بود،اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد، منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه، هر گلی که خراب میشد میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم... تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده،ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهراشو حفظ کرده بود،قوی ترین گل ام و از دست دادم چون فکر کردم قویه و مقاوم... مواظب قوی ترین های زندگی امون باشیم ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند،همیشه حامی اند،پشتت بهشون گرمه... اما بهشون رسیدگی نمیکیم،تا اینکه یه روز میفهمی قوی ها هم از بین میرن...


 
 
جهت به روز رسانی
نویسنده : زینب کریمیان - ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤
 

سرخط خبرا : - بی بی سی گفته ظریف و اوباما تو راهروهای سازمان ملل همو دیدن دست دادن چند لحظه هم حرف زدن ... حالا پس لرزه ها رو داشته باش که بعضیا سکته می زنن....

- ماه قرمز هنوزم صدر خبراس .. بابا اوکی یه ماه قرمز شدا ...بیاین ایران این قد سوژه های خرق عادت هس ماه قرمز پیشش هیچه .. ولله

- هواداری یه بازیگر خانوم که چینیه رکورد کامنت رو براش زدن ..حدود هشتاد میلیون .. خیلیه ... فک کن دیتابیس و هندل کردن اون حجم دیتا رو ...

- اون شهاب سنگه بود تو چهار تا استان دیدن افتاده ...یکی تایید می کرد اون یکی می گفت خالی نبندین این یکی می گف کار امریکاس اون یکی و .... بالاخره تایید شد که اره بابا واقعا شهاب سنگ بوده و اینا .. نکته جالبش اینه اگه از مریخ یا ماه باشه تقریبا گرمی چار هزار چوق می ارزه .... خدا بده برکت ..

- یه خبر بود جالب بود .. یکی نوشته بود تو این حادثه مکه هیچ خبر و تصویری از اقای ری شهری منتشر نشده .. ایشون مسئول امور حج و اینا تو عربستان هستن .. الله و اعلم ..


 
 
حرمت
نویسنده : زینب کریمیان - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٤
 

حرمت ها که شکسته شد 

مسیح هم که باشی نمی توانی دل شکسته را احیا کنی 

آنچه در دستت بود امانتی پنهان بود حراج شد 

آنچه که نباید بگویی گفته شد 

فاجعه را یک عذرخواهی درست نمی کند 

حرف ، حرف ویران کردن دل است 

نه دیواری خراب کنی از نو بسازی 

دلی که ویران کردی قصری بود که خود ساکن آن بودی 

راستی حالا که خود را بی خانه کردی 

با آوارگیت چه می کنی 

شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری 


 
 
← صفحه بعد