خرده نگیرید !! نتیجه 35 سال کار فرهنگی شماست... مقصرید

باز هم محرم امده و روزی 33 بار شماره های آشنا و نا آشنا برایم اسمس "حسین بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند" را میفرستند .

باز هم محرم شده،‌همه لباس های مشکی می پوشند، از روز اول هیئت می روند،‌ خیلی ها می روند کربلا ، قمه می زنند، سینه می زنند، گریه می کنند... باز هم محرم شده و همه وبلاگ نویس ها، فیس بوک بازها، روزنامه نگار ها همه ی روشنفکران صاحب قلم ! همه آنهایی که همیشه بلدند خوب حرف بزنند از فلسفه عاشورا میگویند و اشتباه بودن خیلی از مجلس های عزاداری و سینه زنی و ....

اصلا می دانید چیست همه این حرف ها درست !همه ایرادها وارد ! همه درد ها ملموس ! ولی یک چیزی این وسط ایراد دارد ! یادم هست این حرف ها داغیش برای سال 77 اینها بود ! آنوقت ها ما دبیرستانی شده بودیم و عاشق این بودیم که دید تازه داشته باشیم به دنیا ! عاشق عوض کردن افکار بودیم و سنت شکنی ! رفتاری که امروز توی بچه دبستانی یا کمتر میبینیم ! این افکار به همین بچه ها هم رسیده ! میبینم میل به مشکی پوشیدن های محرم کم شده ! حرمت غذاهای نذری از بین رفته . تشنگی امام حسین اشک کسی را در نمیاورد، کربلا رفتن آرزوی قلبی خیلی ها دیگر نیست، علم ها را جمع کردند، دسته های عزاداری منحصر شده به محله ها و کوچه های پایین شهر. و مراسم عزاداری شده سالن مد و کلاس!

این اتفاقها باید میافتاد، باید یک روزی دید مردم تغییر میکرد، باید جلوی اشتباهات گرفته میشد، اما از آنجایی که ما عادت داریم به نصفه رفتن راه ها یا خرگوشی طی کردنشان، عادت داریم همه چیز را کش بدهیم، عادت داریم آنقدر سرگرم راه و حاشیه هایش بشویم که هدف را فراموش کنیم یادمان رفته این همه حرف و تبلیغ های در گوشی و این همه شکایت و سنت شکن برای چی بود ؟! برای اینکه به جایی برسیم که حسینی نبودن افتخارمان شود ؟! نشناختن امام حسین و اسلام  نشانه ی روشنفکری و تفاوتمان با عامه باشد ؟!

نه مطمئنن هدف این نبود ! هدف از عاشورا لباس پوشیدن های مشکی شما نبود،‌ هیات های عزاداری ساختن، فخر نذری ها به هم.. این نبود که تمام دیوارها سیاه شود، اینقدر هر ساله عزدارای راه انداختید اینقدر جشن ها را سطحی و عزاداری ها عمیق برگزار کردید، اینقدر از نام امام حسین بهره بردید برای جایگاهتان که بالاخره !!!

بله عاشورا باید زنده بماند ! باید پررنگ باشد، اما با این سبک!!! بیایید برای خودمان عزاداری کنید، برای نسلمان، ‌نسل بی اعتقاد به همه چیزمان، نسل  بی آرمانمان ! بیایید غبطه بخوریم به حسین، نه به عنوان امام، نه به عنوان معصوم، به عنوان یک انسان،‌ غبطه بخوریم که هیچ چیز برای جنگیدن نداریم. غبطه بخوریم که همه سکوت کرده ایم در برابر ظلمها.در برابر بی عدالتی ها. بیایید سیاه بپوشیم برای همه دلهایی که شکستیم به خاطر خودخواهی،‌ به خاطر آبروهایی که بردیم، حق هایی که نگرفتیم، درست هایی که دیدیم و حمایت نکردیم، غلط هایی که دیدیم و یکدیگر را به آرامش دعوت کردیم !! به خاطر پول هایی که با نام یقه بسته بودن ها به یغما رفت!! اینقدر متحجرانه برخورد کردید که حالا!! وگرنه امام حسین نه دلسوزی دارد نه گریه، امام حسین  امد که افتخار بشر باشد، امد تا سرمان بالا باشد و از بشریت حرف بزنیم. بخش کنید "ب.. ش..ر..ی..ت"

بیایید انقدر خودمان را قبول داشته باشیم که هرکس سیاه نپوشید، موهایش معلوم بود، عزاداری نرفت، سینه نزد را بی دین ننامیم! ننشینید نسخه بپیچید برای آدمها و خودتان را با دین بدانید، رفتار امروز ما نشات گرفته از سیاست های دین اجباری شماست.. 

 به خدا شماهایی که اعتقاد راسخ داشتید به ایمان آوردن نه اسلام آوردن اشتباه کردید!! اگر خطر می کردید برای مبارزه ! اگر این تقیه نابه جا، این سکوت عمیق نشان متفاوت بودنتان را می شکستید الان من به خاطر اسمم غمگین نبود!! شما ها مقصرید.. با مشکی هایتان به امام حسین بگویدد!

/ 1 نظر / 29 بازدید
محمد

کلا می خواستی یه چیزی گفته باشی که من اصلشو قبول دارم ولی سرتاسر مطلبت مغالطه و سفسطه بود. ضمنا همیشه از آدمایی که می شینن و از عالم و آدم ایراد می گیرن که چی کردن و چی نکردن حالم به هم خورده. یه خورده ببین خودت چیکار کردی؟ آخه تو بریدی و از اسم زینب خوشت نمیاد چه ربطی به مردم داره. الانم از امروز به همه بگو همون زی زی صدات کنند! والا....