هر روز بشمارش یکی ست... (29 سالگی)

 دیروز قبل از افطار پشت سیستم نشستم و نوشتم، نوشتم که به گواه تقویم تولدمه، شناسنامه ام همینو می گه ،‌دوستامم همینو می گن، من مثل خیلی های دیگه از اینکه بگم 29 ساله شدم ابایی ندارم ، حس نمی کنم تو بحرانم... اتفاقا برعکس خیلی ها خوشحالم که زیادش رفته و کمش مونده ...

من به سال های زندگیم چیزی بدهکار نیستم ، به کسایی که دوستشون دارم هم ، حتی به آدم هایی زندگیم هم چیزی بدهکار نیستم شاید در خیلی از موارد از خیلی ها هم طلبکارم!

از آنهایی که زدند و رفتند، از آنهایی که دروغ گفتند و دیدم و سکوت کردم و از آنها که پشتم حرف زدند و جایشان همانجاست همان پشت سرم ،‌ من به کسی چیزی بدهکار نیستم..

اما دیشب در لحظه افطار وقتی گوشیم تو دستم خشک شد و عین مسخ شده ها توان پاسخگویی نداشتم،‌ وقتی چند دقیقه بعد از شوک اول چهره آشنای دوستانم را دیدم که یکی یکی می آیند و می خندند،‌ وقتی این بغض لعنتی،‌رفیق همیشگی روزهایم بازم چنبره زد در گلویم،‌ فهمیدم اشتباه کردم...

کفر گفتم خدایا.. من دیشب فهمیدم به جز به خودم به خیلی ها بدهکارم ... به کسانی که توی این همه شلوغی من رو فراموش نکردند، به کسانی که با تماسشان، اس.ام.اس هایشان، هدیه های رنگارنگشان فقط خواستند بگن که هنوز به یادم هستند .. من به جز خودم به دوستانی بدهکارم که نشان دادند وزن معرفتشان آبروی زمین است.. من به آنها بدهکارم .. خدایا می بخشی نه؟؟

من به خودم هم بدهکارم؟! خیلی بدهکارم،‌ به آرزوهای کنج دلم ...به موهای سفید شده ام و به تک تک ابروهایی که توی این سن سفید شده!

من امسال رو به خودم بدهکارم مثل 28 ساله گذشته ... 29 سالگی سال من است ، سال رسیدن به آرزوهام ...

ستاره ای را
که از آسمانت به کفم افکندی
هنوز در کفم دارمش
هر روز میشمارمش
یکی ست!

تار مویی را
که بر شانه ام واگذاشته ای
هنوز بر شانه ام دارمش
هر روز میشمارمش
یکی ست!

لبخندی را
که به آینه ی قدی یک غروب سپرده ای
هنوز در همان آینه دارمش
هر روز میشمارمش
یکی ست!

خدایی را
که هر روز تورا به او سپرده ام
هنوز داری اش؟
هر روز بشمارش
یکی ست!

پ.ن:

خدایا از این که او را آفریدی ممنون تو هستم،‌او همه آرامش منه

/ 19 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

تولدت مبارک خانمی

مهرناز

تولد تولد تولدت مبارک پیرزن... دندون مصنوعی خریدم واست

حکید

به ما نه ولی خودت رو نمی دونم بدهکاری یا نه

ن.ن

یعنی با این نوشتنت؛ اه اه اه بابا از چیز های خوب بگو از کارت دعوت، شام و جشن و پایکوبی... ما انتظار داریم هااااااااااااااا[زبان]

سوخته

دختر تولدت مبارک . حتما شک نکن امسال سال توست.

هدا

تولد تولد تفلدت مفارک.. رونمایی مسخره از ارامش بابا ما می خواییم خاله شیم بفهم ارامش چه به دردمون میخوره نی نی می تواییم[نیشخند]

دکتر

به به دختر ما بدنیا امد دقیقا همزمان با زادروز علامه جعفری . به همین دلیل اینقدر بزرگی ها تولدت مبارک دل دریایی من . کاش بودم و روز تولدت کادو بهت میدادم ، اما مطمئن باش محفوظه سال های خوبی برات ارزو می کنم عزیز دلم

مانی

با يك بغل گل سرخ و آرزوي شادي هاي ماندگار به تو مي گويم خواهر عزيزم زينب جان تولدت مبارك.

فرناز

عشقی که در وجودت داری ، با تک تک اعضای بدنت عجین شده و هرگز از بین رفتنی نیست را هم هر روز بشمارش یکی ست... بازوانی که سرت ساعت ها بر روی آنها آرام گرفته را هم هر روز بشمارش...یکی ست

فرناز

مثه بچه آدم لینک مطلبت رو می ذاشتی رو فیس بوکت ما هم زودتر این پست رو میدیدم. حالا فعلا به جای این حرفا بازویی که سرت تو این 29 سال روش آرام گرفته رو بشمارش...یکی ست به قرعان ;)