حرمت

حرمت ها که شکسته شد 

مسیح هم که باشی نمی توانی دل شکسته را احیا کنی 

آنچه در دستت بود امانتی پنهان بود حراج شد 

آنچه که نباید بگویی گفته شد 

فاجعه را یک عذرخواهی درست نمی کند 

حرف ، حرف ویران کردن دل است 

نه دیواری خراب کنی از نو بسازی 

دلی که ویران کردی قصری بود که خود ساکن آن بودی 

راستی حالا که خود را بی خانه کردی 

با آوارگیت چه می کنی 

شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری 

/ 0 نظر / 26 بازدید