وقتی آنها می توانند، پس فامیل دور هم می تواند!

"ادای تکلیف و انجام وظیفه در شرایط حساس و بحران کنونی" از رایج ترین ادبیات های این روزهای سیاست مداران و حتی غیر سیاسی های کشور ماست. تعدد داوطلبان برای ثبت نام کاندیداتوری ریاست جمهوری هم مهر تاییدی است بر این ادعا.

اینکه همه این افراد خود را دارای ظرفیتی می دانند که می توانند کشور را از بحران نجات دهند یک بحث است و اینکه چه اتفاقی در این کشور افتاده است که همه تصور می کنند در شرایط بحران بهترین گزینه اند و می توانند تعرفه های رای را در روز 24 خرداد به نفع خود پر کنند، بحث دیگری است.!!

هر چند این پدیده انجام وظیفه در بالاترین مقام های اجرایی بسیار امر خوشایندی است و همانند بسیاری از پدیده های دیگر، مخصوص کشور ماست و ما باید خوشحال باشیم که در ایران "حب قدرت" وجود ندارد و همه خدمتگزار مردمند!!  اما مگر چگونه مردمی هستیم که حتی ناکارآمدترین آدم های عرصه های سیاست هم می توانند امید رئیس جمهور شدن را داشته باشند؟

 یا مگر چگونه مردمی هستیم که اعلام کاندیداتوری " فامیل دور" ( یکی از کاراکترهای پر طرفدار مجموعه کلاه قرمزی) هزاران هزار طرفدار در صفحه های مجازی را از آن خود می کند و عکس انتخاباتی اش نظرها را به سمت خود جلب می کند؟ او حتی زنگ انتخاباتی و هیئت دولت هم دارد...

این صفحه های مجازی که تعدادشان بسیار بیشتر از صفحه های سیاسیون مطرح در کشور و کاندیدهای ریاست جمهوری است آیا نشانگر این نیست که جوانان ما نسبت به سرنوشت آینده اشان بی اعتقاد شده اند؟ کسانی که با هزار هنر با تغییر عکس نامزدهای انتخاباتی و جایگزین کردن عکس کاراکترهای کلاه قرمزی و انتشار روزنامه و دستکاری تمام سخنرانی های نامزدهای انتخاباتی سرنوشت آینده اشان را ریشخند می کنند! مگر سرمایه های کشور نبودند!!؟؟

درست است که ما مردم شوخ طبعی هستیم اما آیا این بدین معناست که عرصه سیاست و مدیریت کلان کشور تا این حد مضحک، ابتدایی و به دور از تخصص شده است که هر تازه واردی می تواند از دروازه های عریض و طویل آن عبور کند؟ یا اینکه چه بر سر جوانانمان رفته است؟!

پاسخ روشن است. ما دقیقا همان مردمی هستیم که جوانانمان را یا حتی خیلی از بزرگترها را با نشان دادن عکس های یک کاندیدا بر سر سفره ای به اصطلاح ساده و حقیرانه به بازی گرفتیم!

ما دقیقا همان مردم پیش بینی ناپذیری هستیم که بگم بگم ها را شعار مردمی تفسیر می کنیم نه یک بی اخلاقی سیاسی و حربه برای رسیدن به قدرت. ما مردمی هستیم که یک شبه تصمیم می گیریم و کمتر پیش می آید برای انتخاب هایمان دو دوتا چهار تا کنیم.

اصلا خودمانیم، ما مردمی هستیم که از روی لج و لجبازی رای می دهیم. احساسمان بر منطقمان می چربد و حافظه تاریخی مان اصلا خوب کار نمی کند. و تا وقتی هم که اینگونه باشد همه به خود حق می دهند که پا به عرصه سیاست بگذارند و بخواهند پرچم مدیریت کلان کشوری را در دست بگیرند و خودی نشان بدهند ویا حتی تا وقتی چنین هستیم هیچ بعید نیست که فامیل دور پرونده به دست قدم در ستاد ثبت نام ریاست جمهوری بگذارد و از هر کس دیگر امیدوارتر باشد تا اعتماد مردم را جلب کند. همه اینها در حالیست که تنها واژه معمول این روزها در شبکه مجازی این است "می خندیم رای نمی دهیم"

اینجاست که باید دست زیر چانمان بگذاریم و به اوضاع مملکت نگاه کنیم و سر تکان بدهیم و زیر لب بگوییم " از ماست که بر ماست."

/ 3 نظر / 53 بازدید
مریم

مثل همیشه عالی نوشتی. امید ما فقط به خداس نه خلق روزگار. اینا امتحانشون رو پس دادن. تک تک شووووون. فرقی ندارن با هم. دعوا سر قدرته. مردم و نیازهاشون فورگت فور اور....

دوست

خاك بر سر اونهايي كه رسانه را از تو گرفتند

مهری

مشکل تو چیه؟ تو که خوشبخت شدی! مهندس آن مرد با مهندس آمد. تو و خیلی های دیگه که پاچه خوار بودین دیگه به هر چی می خواستین رسیدین. سرمایه گذاری خوبی کردی کریمیان. رو خوب ادمی. تبریک می گم بهت