باقرخان با احترام برو

اصولگرایی اکنون در تار عنکبوتی که خود برای دیگران بافته گرفتار شده است؛ این را می توان از رفتارهای افرادی مثل حسین شریعتمداری و روزنامه اش و همچنین شایعه پراکنی های خبرگزاری فارس(دو نماینده طیف هایی فعال و موثر از اصولگرایی) درک کرد. ویژگی مشخص اصولگراها این است که همیشه از فهم و درک عمومی جامعه(و نه درک تخصصی) حداقل یک دهه زمانی عقبند.

من اعتقاد سفت و محکمی دارم به اینکه ضرب المثل های ایرانی بی دلیل به وجود نیامده و پشت آن دنیایی تجربه و حکمت نهفته است. در سال 84 محمود احمدی نژاد شهردار تهران با اشتباه و اختلاف اصلاح طلبان و مقداری رای مردم رئیس دولت شد.

همان مقدار رایی هم که احمدی نژاد آورد به عقیده من ناشی از سمت شهرداری او و اداهایی نبود که برای جا باز کردن تو دل مردم از خودش در می آورد اما اصولگرایان خیال کردند که وی چون شهردار بوده توانسته خودی نشان بدهد. به فرض هم که چنین برداشتی صحیح باشد، یک استثنا را برای خود قاعده پنداشتند در حالی که از هر آدمی هرچقدر هم دور از سیاست باشد اگر بپرسید تحلیل تو در این باره چیست، خواهد گفت: "همیشه خر خرما نمیاره."

محمد باقر قالیباف با سابقه 8 سال شهردار تهران بودن امسال با پوست و خون خود حس کرد که قرار نیست صندلی شهردار همیشه پرزیدنت ساز باشد اما این خصلت، مرام اصولگرایی است که با یک چارچوب بسته به همه قضایا نگاه کنند و بر همان اساس، رفتار. 

چارچوبی که محدوده آن از نوک دماغ سرانش جلوتر نمی رود . همه اینها یعنی مردم ظاهر بین نیستند و فهم بالایی دارند و جلوتر از مدعیان سیاست از نوع اصولگرا حرکت می کنند اما سران اصولگرا توان درک تحولات فکر و سلیقه و برداشتهای مردم را ندارند.

تجربه انتخابات 92 ثابت کرد درک و فهم مردم از همه سران اصولگرایی بالاتر و قوه استدلال و خصوصا شامه سیاسی شان تیزتر و دقیق تر است. این نکته را مردم حتی در خرداد 88 خیلی زود و بجا فهمیدند که قرار نیست هر کس شهردار شد یا یک دوره رئیس جمهور بود پس باید پرزیدنت هم بشود و به همین دلیل در خرداد 88 به احمدی نژاد با سابقه 4 سال ریاست بر دولت رای ندادند.

قالیباف اما هنوز هم آرزوی شهردار بودن در سر دارد. او نمی داند وقتی مردم برای کاری دیگر به او رای ندادند یعنی قبولش ندارند. یعنی اگر تو خدمتی در تهران کردی دستت درد نکند، خسته نباشی، اما دیگر نمی خواهیم. دیگر نمی خواهیم به واسطه سودای ریاست جمهوری پای کسانی را به شهرداری باز کنی که نباید!! بذل و بخشش هایی بکنی به افرادی مثل شعبون بی مخ هایت!! این که ما نمی خواهیم هم برای خودت بهتر است بروی دنبال کار دیگر، هم برای ما.

باقرخان می تواند با احترام برود. شاید برای خودش هم بهتر باشد که با احترام برود تا بدون محبوبیت بر جای خود بماند. باقر خان جنگ باید برود ،‌استراحت کند  و مروری کند بر کارنامه تهرانش آنجا که هشت سال ماند و تنها 800 هزار تا رای آورد...

محمد باقر قالیباف نباید بگذارد به اون بگویند سودای ریاست جمهوری دارد، همانطور که احمد مسجد جامعی گفته است،‌ کسی انتخاب می شود که سودا ریاست جمهوری نداشته باشد..

حالا دیگر وقت استراحت طیف اصولگرایی از جمله محمد باقر قالیباف و مهدی چمران رسیده مگر اینکه تنها راه زنده ماندن و نیم نیم نفس زدن خود را در این ببینند که به زور بمانند، همین و بس.

 

بعد از تحریر:قالیباف با دو رای گیری شهردار تهران ماند... دور اول 15-15 با یک رای ممتنع .. تو پنج دقیقه دو رای به سبد رای او اضافه شد... چگونه اش بماند برای تاریخ .. این نوع موندن برای شما قشنگ نبود اقای قالیباف

/ 2 نظر / 12 بازدید
مک

هر سازمانی برای زنده ماندن و رشد کردن نیازمند به‌روز شدن است و بهترین راه آن تغییر افراد صدرنشین آن سازمان است. شهردار ابقاشدۀ تهران هشت سال این سمت را داشته و قرار است راه گذشته را ادامه دهد. بر خلاف آنچه در بوق و کرنا کرده‌اند، وضع تهران بسیار بسیار اسفناک است و در این مقطع از تاریخ ایران که مردم به نو شدن همه چیز رأی داده‌اند، می‌بایست او نیز عوض می‌شد. از اینکه قرار است رولۀ فعلس شهر تهران باز هم ادامه یابد اصلاً خرسند نیستم و آرزو می‌کردم که نمایندگان شورای شهر پیام مردم را درک کرده بودند.

ک

دماغ سوخته می خریم دوم خردادی تمامت خواه