آقای جنتی، خانه، خانه است چه سینما باشد چه خانه روزنامه نگاران!

رکوردرها یا همان ضبط های دیجیتالی جلوی صورت وزیر ارشاد بالا می آید، تعدادش آنقدر زیاد است که وقت برای شمارش آنها نیست، همه روزنامه نگار هستند، حق مردم بگیر.

همه بچه های قلم به دست هستند، آنهایی که توی چهارسال درمانده کار شدند و حاضر شدند به حقوق رابط خبری قانع شوند و آنهایی که تنها به واسطه آشنایی یا طرفداری از "بهاری ها" به کار آمدند و مانند اتش فشان منتظر له کردن وزرای دولت تدبیر و امید. فلش دوربین های عکاسی امان از وزیر ارشاد می گیرد، صورتش برق می افتد، همه سئوالهایشان را یکی پس از دیگری می پرسند، "خانه سینما فک پلمپ می شود؟"، "کی قرار است بازگشایی شود؟" ،‌"قول بازگشایی خانه سینما را می دهید"؟

مگر خود ما هم خانه نداشتیم؟؟ مگر همین چهار سال پیش قفلی به نام پلمب را بر درب خانه امان نزدند؟ مگر چهار سال نیست که خانه بدوشیم؟ پس چرا همش نگران خانه دیگرانیم؟ مگر نشنیدید که "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است"؟ پس چرا توی این همه سئوال کسی گیر به بازگشایی خانه روزنامه نگاران نداد؟ قبول دارم که هم وزیر و هم دکتر روحانی در این باره سخن گفتند ولی مگر درباره "خانه سینما" نگفتند؟

مگر جز این است که این خانه در سنگ اندازی های دولت دهم بسته شد؟ یادتان نیست در مرداد سال 88 به دلیل وقایع پس از انتخابات و درست در "روز خبرنگار" و در آستانه برگزاری مجمع عمومی سالانه ، ساختمان انجمن با دستور قاضی مرتضوی دادستان وقت تهران پلمپ شد؟

آقای جنتی! پس قرار است ما کجا ،‌در درب کدام نهاد به توقیف و تعطیلی بیش از ده ها نشریه مستقل و آزادمان اعتراض کنیم؟ ما قرار است کجا درباره از دست رفتن شغل بسیاری از دوستانمان و ناامنی و عدم استقلال حرفه ای اهل رسانه داد سخن سر دهیم؟ مگر قرار نیست با روی کار آمدن "دولت تدبیر و امید" تسویه حساب های شخصی بماند برای وقتی دیگر، پس بازگشایی خانه ما چه می شود؟ چرا کسی بارها و بارها از وزیر برای بازگشایی این خانه درخواست ندارد؟

مدیرعامل خانه سینما نمایندگان مجلس را به مناظره فرا می خواند،‌هنرمندان بارها جلوی درب خانه سینما می ایستند و با بلندگو صدایشان را فریاد می زنند، انها حتی به خاطر نداشتن نماینده قهر می کنند، حضور در کنار وزیر در جلسه بعدی را تحریم می کنند، ارشاد التماس می کند؛‌ اما ما خانه امان و مطالبتمان را اینقدر بغض کردیم و فروخوردیم که یادمان رفته است. چه بودیم، چه می خواستیم و چه شد!

آقای جنتی سخنان سید محمود دعایی را شنیدید وقتی با بغض گفت:‌" در دل این مزرعه می‌توان بذری ریخت/ از میان فاصله‌ها را برداشت"

فاصله ما با خودتان را با فک پلمپ انجمن صنفی روزنامه نگاران بردارید

/ 2 نظر / 26 بازدید
برای زینب

سلامُ علی قلب زینب الصبور

بهترین کسب درآمد اینترنتی

سلام خداییش وبلاگ خوبی داری اگه می خوای از بازدید های وبلاگت درامد مستقیم بگیری می تونی تو سایت زیر عضو بشی و بعد از اینکه پولت به 1000 تومن رسید تو کمتر از 12 ساعت بگیریش فقط کافیه کد کسب درامد رو ازش بگیری و تو وبلاگت بزاری من خودم عضوشم سایتش عالیه. http://parspa.s2a.ir